العلامة المجلسي
48
عين الحيات ( فارسى )
اگر غرض او محض اين مطلب خسيس باشد عبادات او باطل است ، و اگر اين مطلب بسيار در نفس او مستقر نشده باشد و مطلب اخروى هم منظور او باشد ، در بطلان عبادتش اشكالى هست ، و مشهور بطلان است . و يك شخص ديگر در نظر او مال چندان اعتبار ندارد ، جاه و اعتبار مىطلبد ، و اين را معشوق خود ساخته ، و از پى معشوق خود مىگردد ، و هرجا كه آن را مىيابد به آن ميل مىكند ، و در جميع اعمال خود ملاحظه مىنمايد كه اگر مؤيّد اعتبار و جاه دنياى او هست مىكند ، و الّا ترك مىكند ، و پيوسته متفحّص عبادتى است كه در ثواب آن نوشته باشند كه در نظرها عزيز مىشود ، و بزرگ مىشود ، آن را بهجا مىآورد ، و اگر صاحب منصبى را در عزّت مىبيند چون جاه كه معشوق اوست نزد او مىبيند به او ميل مىكند ، و آن صاحب منصب فريب مىخورد ، و گمان مىكند كه عاشق كمالات اوست ، و چون از درجهء اعتبار ساقط شد ، و مطلوب او از او مفارقت كرد ، و به ديگرى پيوست ، به جانب ديگرى ميل مىكند . لهذا حق سبحانه و تعالى به جهت اينكه خداپرست و جاهپرست و دنياپرست از يكديگر ممتاز شوند ، اهل حق را در غالب احوال فقير و منكوب مىدارد ، و مال و جاه با اهل باطل مىباشد ، چنانچه در هنگام استيلاى دولت اسلام چون دنيا و دين در يك جا مجتمع بود ، اعوان و انصار بسيار شدند ، و بعد از وفات حضرت رسالت كه پادشاهى به دست دشمنان دين رسيد ، و دين و دنيا از يكديگر جدا شد ، دين طلب و دنياطلب نيز جدا شدند ، و قليلى به جانب حق ماندند ، و همچنين در زمان استيلاى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و زمان ابتلاى حسنين عليهما السّلام صاحب اين مرتبه مثل مرتبهء سابق است ، و اغراض فاسد دنيوى بىنهايت است ، و اين دو فرد بر سبيل مثال مذكور شد ، و اعظم آفات عبادات اين نيّات فاسده است ، و در مرتبهء شرك به خداست .